خبر، چنين بود: « تراکتورسازي ايران در تحريم آمريکا قرار گرفت!»

خبر، چنين بود: « تراکتورسازي ايران در تحريم آمريکا قرار گرفت!»

تراکتورسازي ايران در سال 1347 با مونتاژ تراکتورهاي رومانيايي در مجتمع تراکتورسازي تبريز، فعاليت‌هاي خود را آغاز کرد. تراکتورهاي ضعيف روماني، پاسخگوي نيازهاي بزرگ کشاورزان و به عبارتي، همسو با امر مکانيزاسيون کشاورزي نبود بنابراين، بحث تغيير خط مونتاژ به يک تراکتور غربي و از نوع انگليسي در کشور مطرح و مونتاژ تراکتور Massey Ferguson در اين مجتمع، آغاز شد.

پس از آن بود که با آغاز انقلاب، با عنوان شدن راهبرد  کشاورزي محور استقلال و به تبع آن، توجه به کشاورزي و توسعه آن، همچنين، هم‌راستايي با شعارهاي خودکفايي، تلاش شد، بخشي از قطعات اين تراکتورها در کشور توليد شود، اما به واسطه برخي مشکلات و موانع، اين امر چندان موفقيت‌آميز نبود.

حرکت‌هاي جدّي و کلان خودکفايي، از 10 سال پيش و به عبارتي، زماني اتفاق افتاد که خصوصي‌سازي اين صنعت مادر و راهبردي، کليد خورد. با رويکرد سهامدار و مديريت جديد، نقشه راه خودکفايي، به معني خاص کلمه در دستور کار قرار گرفته و هدف‌گذاري‌هاي جدي آغاز شد و تراکتورسازي ايران، عملاً در ريل خودکفايي قرار گرفت.

برخي از قطعات مهم از جمله  اکسل جلو که قبلاً از کشورهاي اروپايي، همچون ايتاليا وارد مي‌شد و اساساً تکنولوژي توليد آن در انحصار پنج – شش کشور غربي بود، به دست متخصصان و کارگران و مهندسان غيرتمند و با وجدان اين مجموعه، طراحي و ساخته شد و اين نقطه اميد و جرقه اعتماد به نفسي بود که بعدها در توليد اولين تراکتور سنگين کشور به منصة ظهور رسيد.

تراکتوري که مهندس حجتي وزير جهادکشاورزي، اعلام کرد:  واردات آن به کشور، آرزوي ما بود ولي اکنون مي‌بينم که آن را در داخل توليد کرده‌ايم !

با توليد اين محصول مهم و استراتژيک در مجتمع تراکتورسازي تبريز، جشن بزرگ خودکفايي در صنعت کشاورزي کشور کليد خورد و طبيعي بود که هضم آن براي عده‌اي، سنگين بود ! اغلب قطعاتي که، زماني از ترکيه و اروپا وارد مي‌شدند، امروزه، همين قطعات، در واحد‌هاي قطعه‌ساز داخلي و شرکت‌هاي اقماري گروه صنعتي تراکتورسازي ايران توليد و به همان کشورهايي که قبلاً واردات از آنجا صورت مي‌پذيرفت ( از جمله ترکيه ) صادر مي‌شود !

اين مجموعه ، سال‌هاست که به عنوان صادرکننده نمونه کشوري مطرح و در نقش کارآفرين نمونه، مدال مي‌گيرد و افتخار آن را دارد که نه تنها در بحران‌هاي تحريم و مشکلات عديده اقتصادي و تب و تاب ارزي، اقدام به تعديل نيرو و اقداماتي از اين دست نمي‌زند بلکه به کمک واحدهاي تعطيل شده و ورشکسته رفته و مرحمي بر زخم‌هاي کارگراني که به واسطه بي‌کفايتي‌ها و سوء استفاده‌هاي برخي از مديران، آواره شده و در نقطه استيصال قرار گرفته‌اند، نيز مي‌شتابد.

اين امر در حالي است که تراکتورسازي از بي‌مهري‌ها، ندانم کاري‌هاي و بي‌مسئوليتي‌هاي برخي از مسوولان در سيستم‌هاي مختلف پاره‌اي از سازمان‌ها در رنج است!

تراکتورسازي از يک طرف با تحريم‌هاي خارجي مي‌جنگد و از طرف ديگر، در يک عرصه نابرابر و نفس‌گير با تراکتورهايي رقابت مي‌کند که با تعرفه‌هايي اندک و يا نزديک به صفر، وارد کشور مي‌شده و بازار تراکتورهاي ايراني را با چالش جدي روبه‌رو مي‌کند، اين در حالي است که تراکتورهاي بنجلي همچون تراکتورهاي هندي و چيني و . . . علاوه بر کيفيت پايين و خدمات پس از فروش ضعيف، کشاورزان ايراني را در بلند مدت و حتي ميان مدت، با چالش جدي روبه‌رو مي‌کنند.

و اما در مورد تحريم‌هاي اخير آمريکا که تراکتورسازي ايران يکي از طرف‌هاي تحريم بوده ، بايد گفت: با توجه به تجربه‌اي که در اين چند ساله حاصل شده، اين تحريمها، موضوعي جديد و نا آشنا براي اين صنعت ملي نبوده و نمي‌تواند مشکل آنچناني را به اين مجموعه پويا و درون‌زا تحميل کند.

ناگفته پيداست که تراکتورسازي ايران به يک بلوغ خودکفائي نايل شده و حدود 95 درصد قطعات اين ابر کارخانه در داخل مجموعه و يا به دست توانمند قطعه سازان داخلي توليد مي شود و آن 5 درصد ناچيز هم، عمدتاً قطعات استراتژيک نبوده و اغلب، قطعاتي را شامل مي‌شوند که توليد آن در کشور، صرفه اقتصادي ندارند.

از همه مهم‌تر پيام مهمي که اين تحريم دارد، اينکه مسوولان ذيربط ، بايد کمي، عرق ملّي خود را تقويت کرده و در حمايت از اين صنعت ملي و بومي سنگ تمام گذاشته و اين تهديد را به فرصتي براي اشتغال و کارآفريني تبديل کنند.

نگارنده: حسين بالاگر